شهرام بشرا |
« (آن گاه )ی پیش از ( اگر ) ».این " اگر-به-سرایش " است " اگر هست به " سرایش پس هست اگر نیست که نیست اما سرم به این بالش است این یعنی این . همین و دل – دل گلبول هاست . سرخ از من در " سرایشی " که به نبض است . قلب که اگر هست پس هست که می گویی نیست اما هست ادامه ی موهای به بلندی ات در بین سفیدی هایش که سیاهی است در بین سپیدی .عاشقانه به " سرایش "است |